نقد فيلم نامه « مخمصه»
نقد فيلم نامه « مخمصه»
نقد فيلم نامه « مخمصه»
نويسنده: کارل تاشيان
فراموشي همه چيز در سي ثانيه
داستان
مخمصه به عنوان يک فيلم جنايي منسجم، اثري تجديد نظر طلبانه است. فيلم داراي تمام ويژگيهاي يک فيلم کلاسيک « دزد و پليسي » است، اما با اين تفاوت که داراي پيرنگي به مراتب پيچيده تر است، به گونه اي که حتي برخي از معيارهاي اوليه کليات آثار کلاسيک را هم زير سؤال مي برد. قصه فيلم وجه تمايز مشخصي بين اينکه چه کسي خوب و چه کسي بد است ايجاد نمي کند. صحنه رويارويي دو شخصيت اصلي در رستوران، نشان مي دهد که نيل و وينسنت تلاش مي کنند هر کدام کار خود را به نحو احسن انجام دهد. شالوده داستان بر اين اساس است که تنها يکي از آن دو نفر مي تواند در نهايت زنده بماند.
مخمصه همانند اکثر فيلمهاي آمريکايي، ساختار قصه گويي آثار کلاسيک سينمايي را سرمشق خود قرار داده است و با معرفي شخصيتها و نمايش تقابل قهرمان هاي داستان شروع مي شود. تعقيب دائمي، سرانجام منتهي به صحنه اوج قصه مي شود که در چند دقيقه پاياني داستان اتفاق مي افتد و با مرگ شخصيت منفي به پايان مي رسد.
بيننده مي تواند از اتمام جوانب، با ماجراي قصه آشنا شود. براي مثال، فيلم با صحنه اي آغاز مي شود که افراد نيل خود را براي سرقت از ماشين زره پوش حمل اوراق قرضه آماده مي کنند. نيل آمبولانسي را مي دزدد، کريس شيهرليس مواد منفجره مي خرد، و مايکل سريتو کاميوني را مي دزدد. بعد، مي بينيم که سارقان کار خود را با موفقيت به پايان مي رسانند و سرانجام شاهد اين هستيم که وينسنت در حال بازبيني صحنه وقوع جرم است.
اين ماجراهاي موازي، تا زماني که نيل و وينسنت در يک رستوران رو در روي هم قرار مي گيرند، ادامه دارد. بعد از صحنه مهم ديدار اين دو در رستوران، قصه فيلم به صورت موازي ادامه پيدا مي کند؛ تا زماني که نيل و وينسنت در صحنه پاياني يک بار ديگر در مقابل هم قرار مي گيرند. اين دو صحنه مواجهه، مهم ترين قسمتهاي فيلم هستند.
ادبيات
فيلم نامه مان همچون پنجره اي، افکار و احساسات شخصيتها را در برابر بيننده مي گشايد. او نشان مي دهد تفاوت چنداني بين يک پليس و يک آدم تبهکار وجود ندارد، و تأکيد مي کند که آنها براي بقا به وجود يکديگر محتاج هستند و نه هيچ کس ديگر.
ايدئولوژي
مخمصه در به تصوير کشيدن زنان، داراي ديدگاهي سنتي با چرخشي امروزي است. تمام زنها، همانند نوجوانان عاشق پيشه اي هستند که منتظرند تا شوهرانشان شبها به خانه بيايند. اين زنها هيچ نقشي در پيرنگ اصلي فيلم ايفا نمي کنند( چون فاقد شخصيتهايي مستحکم هستند). در زندگي آنها مواد مخدر و روابط نامشروع عاشقانه جايگزين شوهرانشان شده است و از سويي ديگر، شوهرانشان هم مسئوليت بزرگ کردن فرزندان را بر عهده آنها گذاشته اند. در مجموع، مخمصه داراي ديدگاهي چپ گرايانه است و براي کنار آمدن با معيارهاي نامعمول شخصيتهاي قصه، مي بايست مقررات دشواري را رعايت کرد. وقتي نيل مي گويد:« اگه توي مخمصه افتادي بايد بتوني ظرف سي ثانيه همه چي رو فراموش کني و فرار کني»، در واقع بيننده را با ديدگاه و طرز فکر خودش آشنا مي کند؛ حتي اگر اين به معناي قال گذاشتن ديگران و يا پايان دادن به يک رابطه طولاني باشد، مسئله اي نيست. براي نيل و وينسنت تمام روابط مي بايست قابليت زير پا گذاشتن داشته باشند.
فرضيه
منبع:فيلم نگار، شماره 4
/ن
مقالات مرتبط
تازه های مقالات
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}